بدون تو چه پروازی چه احساسی چه آوازیتویی که از صدای من شراب کهنه میسازیبیا خوبم که میدانم در این بازی نمیبازینیازو تو خودم کشتم که هرگز تا نشه پشتمزدم برچهره ام سیلی که هرگز وانشه مشتممن آن خنجر به پهلویم که دردم را نمی گویمبه زیر ضربه های غم نیوفتد خم به ابروممرا اینگونه گرخواهی دلت را آشیانم کنمن آن نشکستنی هستم بیاو امتحانم کنغرور این ناجی حرمت تو با من پابه پایی کنبه هنگام سقوط من تو درمن خودنمایی کنمن آن خورشید زردپوشم که باظلمت نمی جوشمبه جز آغوش دریا را نمی گیرم درآغوشممرا اینگونه گرخواهی دلت را آشیانم کنمن آن نشکستنی هستم بیاو امتحانم کنمن آن دیوار پربارم که درخود واژه ها دارمدرون دشت اندیشه به غیر گل نمیکارممن آن ابر بهارانم که از خاشاک بی زارمبه جز برچهره گلها نمی گریم نمی بارممعین عزیزبرچسبها: معین, نوستالژی, قاین, ترابی
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی
تاريخ: چهارشنبه
26 بهمن
1401 ساعت: 16:05